تبليغاتX

این نوشته ها مال یک نیمچه گیتاریست کوچیک 13 ساله میباشد  

خانه
آرشيو
پست الکترونیک

نوشته های پیشین

دی 1386
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
وبلاگ هاي دوستان

.::دیجیتال کیوان::.
گیتار و زندگی
از کجا شروع میشه؟
من و مانی
نوشی و جوجه هاش
بابا کوچولو و دخترش
میکرو احساس
سایه عمر
پسری تنها
باران عشق
شعرهای دیجی
سینمایی
پاتوق متال ها
آموزش کدنویسی با جاوا اسکریپت
بی نصیب...!
آموزش تجارت الکترونیک
یه وجب عشق...
دوستی
عشق+2
بابک نجفی
صدرا مصباح
طراح قالب

 چهارشنبه نوزدهم دی 1386
    

today is sunny after two snowy days. from the last night the snow has stopped and so the snow has freezed so going out in this weather is very dangerouse because maybe you fall down and your legs our arms break but i couldn t control myself after 2 days staying at home and i wanted to go outand i did it
i went out and i walked around the bolvar it was funny and i enjoyed 
there were alot of workers that they wanted to push the snow from the roofs and they got money for doing this
i think with this sunny day i should go to school on thursday
oh my God thursday i have got arabic exam it's awful  but i love to go to chool in these days becuse there we can play whit the others
so i try to come out from the exam sooner and play with my fiends  it should be exciting
wow and the other thing that i m waiting for is that i can walk in the way of school
i m waiting for that day

 2 نوشته شده در  ساعت 23:48  توسط ریحانه | 
 
 چهارشنبه نوزدهم دی 1386
    

today is a snowy day in dey it's not cold at all and i'm depressed because i don t study at all and our exams has canceled  i m sure that some of the students are studying and i wanna to kill them i go every three weeks for examing myself in such special exam in ghalamchi i think that is awfull because always i m  getting worse mark than the past time and it makes me angry i pray that this snow continue until the next exam and it will be cancled just like schools exams
Mr God be sure that i will thank you if the  the exam will be cancled
i want one other thing form you i wanna that nobody study please accept my request i will thank u in paradaise
if you are accepting my requests please accept this one too, you know? i always wanted to have Bernard's watch to keep the time and so i have got plenty of times to do my works in the best way 
you know its very hard to do your works in just 24 hours because 10 hours of it will be spent by sleeping and eating and such these works so you have just 14 hourse to do u works that half of that you will be in school or university or at work or such these places so you ve got just 7 hours to do your works  and i think  it s very little
if i ve got bernard's watch i can cheat entrance exam easily
but Mr God i will promise you that i study more at that time and try to be accepted whitout cheating

 2 نوشته شده در  ساعت 23:37  توسط ریحانه | 
 
 سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384
    ولنتاین بر تمامی عشاق مبارک

 2 نوشته شده در  ساعت 19:44  توسط ریحانه | 
 
 سه شنبه یازدهم بهمن 1384
    

سلام:

بدجوری سرما خوردم ، انقدر امرز صبح حالم بد بود که  در اون لحضات فکر کردم دارم می میرم ولی بدبختانه یا خوشبختانه دووم آوردم.بدبختانه واسه اینکه حوصلم سر رفته وخوشبختانه واسه اینکه امروز مدرسه نرفتم تازه دکتره می خواست فردا رو هم مرخصی بده ولی دیگه اولیای  بنده قبول نکردن به من می گن تو هیچیت نیست تو رو خدا عمق فاجعه رو میبینین دکتره می گه من حالم بده اونوقت مامامنم اینا...............................

راستی دهی فجر رو بهتون تبریک می گم و نزدیک شدن محرم و صفر را تسلیت می گم.

 2 نوشته شده در  ساعت 20:25  توسط ریحانه | 
 
معلم شیمی
 یکشنبه بیست و پنجم دی 1384
    

سلام:

خیلی خسته ام امتحاناتمون واقعا کسل کننده هستن.

همه ی معلمامون یه طرف این معلم شیمی مون یه طرف اصلا این بچه به حدی شبیه سوسکه(مثل ملیجک توی شب های برره).آدم مگه میتونه انقدر زشت و لوس و مسخره باشه.

تا حالاانقدر به کسی تو عمرم فحش نداده بودم. اصلا نمی دونم فحش به این اسی(مخفف اسلام نژاد(معلم شیمی مون)چقدر می یاد.

نفرینش کرده بودیم که مادرش به عزای خودش بشینه نمیدونم چرا نفرینمون باباشو گرفت(آخه باباش 3 هفته پیش مردش).

نکته ی اخلاقی: فحش دادن اصولا از پایه و اساس کار جذابی میباشد به خصوص اگه طرف  دبیرتون باشه (ولی شما سعی کنین این کار رو  هیچ وقت نکنین).
 2 نوشته شده در  ساعت 17:19  توسط ریحانه | 
 
 چهارشنبه سی ام آذر 1384
    شب یلدا بر همگی مبارک باد
 2 نوشته شده در  ساعت 16:32  توسط ریحانه | 
 
 چهارشنبه نهم شهریور 1384
    

لان که دارم مینویسم فقط به خاطر اینه که رو فرمم.

فکر کن بالاخره من هم دارم یه چیزی مینویسم(از عجایبه نه)

الان که دارم مینویسم به خاطر مرحوم ویگنه(خدا بیامرزدش)چه اقاقی گلی بود که باعث شد منم بالاخره دستام رو روکیبرد حرکت بدم ومطلب بنویسم(الان دارم اهنگ شاه دومادش رو گوش میدم(خنچه بیارید شادان   لاله بکارید خندان……)

راستی من الان یه سه هفته ای میشه که ۱۴ساله شدم(اگه دلتون خواست میتونین تولدم رو با تاخیر به من تبریک

بگین)

 

 2 نوشته شده در  ساعت 2:21  توسط ریحانه | 
 
 چهارشنبه پنجم مرداد 1384
    روز زن بر همه گی مبارک
 2 نوشته شده در  ساعت 19:15  توسط ریحانه | 
 
 یکشنبه پنجم تیر 1384
    دیروز حالم خیلی بد بود مریض شده بودم واقعا این احمدی نژاد چه پا قدمی داشت
 2 نوشته شده در  ساعت 15:56  توسط ریحانه | 
 
 پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384
    ورود ایران به جام جهانی رو به جمیع مردم مسلمان و پیرو ولایت فقیه ایران تبریک میگم

جمیعا صلوات ختم کنید

 2 نوشته شده در  ساعت 15:1  توسط ریحانه | 
 

This Template Designed By Digital-Keyvan.
All Rights Reserved.